+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 11:23 توسط Haniye
|
هوس سیگار کشیدن روی پشت بام چند وقتیه به جونم افتاده دلم میخواد به آسمون نزدیکتر بشم دودش که اذیتت نمیکنه خدا...!!! ... ... ... گاهی باید بدون پک زدن فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه می سوزد
شاید آخر فهمیدم چه لذتی می بری از تماشای سوختن من
شاید آخر قانع شدم … ... ... ... آن زن آنقدر دلشکسته بود که یادش رفت
بعد از آخرین کام سیگار را پرت کند نه خودش را ... ... ... اینجا زمین است
هیچ چیز عجیب نیست
آدم ها آرزوهایت را مثل سیگار دود می کنند و به آسمان می فرستند ... ... ... چرا ترک کنم سیگار لعنتی را که فریاد می زند نبودنت را؟
که در دست می گیرم بدن نرمش را جای دست های سردت که حس می کنم بودنش را … .... .... .... حقیقت تلخ تر از آن بود
که شب اش به سیـــــــــــــــــــگاری سرانجام یابد … ... ... ... می ترسم از آن دخترک شلوغ و پر هیاهو
زنی تنها و شکسته با سیگاری در دست باقی بماند ... ... ... من را از مرگ نترسانید
آدمی که هرروز چند بار با هر سیگار می میرد
و با سیگار بعدی جان می گیرد از مرگ هراسی ندارد! ... ... ... سرفه هایم خشک است
مثل مردی که سیگارش را عوض کرده باشد یا زنی که معشوقَش را … ... ... ... می خواهم شعر و سیگار را ترک کنم اما نمی شود !
آخر چگونه هم شب باشد و هم تــــــــو و هم سیگار و قهوه ؟
پس شعر چه می شود ؟
یا اینکه تــــــو باشی و شعر و یاد اولین قرار
پس سیگار چه می شود ؟
اصلا انگار باید تو را ترک کنم ! ... ... ... به ته سیگارهایتان احترام بگذارید
نیندازیدشان زیرپا
چرا آدم ها عادت دارند هرکه به پایشان سوخت را می اندازند زیر پا ... ... ... چه فرقی می کند چه کسی می گوید : نوش! سیگار وزندگی همه تلخند ... ... ... تنهایـی یـعنی … یـه بـغض کهـنه و یـه چشـم خـیس
و یـه موزیک لایت و یـه فـنجون قهـوه ی تـلخ و سیگار به سیگار … ... ... ... سیـاه دود می کند سیگارم