توی این همه گله و سختی و شکایت،ی تشکر.تشکر از اون خدایی که هرچند اسمش واسم غریبه اس اما یادش همیشه هس.هرچند که این روزگار لعنتی همه چیزو ازم گرفت...دیدارش،اساش،حرفاش.همه چیزو اما نه خوابشو نگرفت دوباره پریشبا خوابم و رویاهام چراغونی شده بودن بخاطر حضورش...من حاضرم همه چیزو روزگار ازم بگیره...اشکال نداره اما بذاره دل من ب همین خوابا دلخوش کنه...همین...انتظار زیادیه؟؟